تور سریلانکا

narvan logo

سفرنامه ترکینگ ماچوپیچو | ترکینگ سالکانتای در کوهستان آند

سفرنامه ترکینگ ماچوپیچو | ترکینگ سالکانتای در کوهستان آند

سفرنامه ترکینگ ماچوپیچو - نارون اکوتور

عنوان: سفرنامه ترکینگ ماچوپیچو، ترکینگ سالکانتای در کوهستان آند

 

نگارنده: سما بنی اسدی
نارون اکوتور
فروردین ۱۴۰۱
آمریکای جنوبی
کشور پرو
ترکینگ در رشته کوههای آند
ترکینگ در آمریکای جنوبی

 

اجرای تور برزیل و تور پرو به اتمام رسید و همسفرانمان به ایران برگشتند و ما در شهر کوزکو قدم میزدیم و تصمیم گرفتیم برای خرید تور ترکینگ ماچوپیچو اقدام کنیم. برای رسیدن به ماچوپیچو، شهر گمشده اینکاها چندین راه وجود دارد.

ابتدا از مسیری که ما به همراه همسفرانمون طی کرده بودیم بگویم: ما از شهر کوزکو با اتوبوس به شهر اولانتای تامبو رفتیم و یک شب در آنجا اقامت داشتیم و روز بعد با قطار شیشه ای از شهر زیبای اولانتای تامبو تا شهر ماچوپیچو پوبلئو رفته بودیم و زمانی که قطار از میانه جنگلهای دامنه رشته کوههای آند عبور میکرد و دلمان در میان طبیعت بی نظیر آنجا گیر افتاد.

به شهر ماچوپیچو پابلئو یا آگواس کالینته رسیدیم؛اگواس کالینته در زبان اسپانیایی یعنی چشمه های آبگرم. شب در آنجا توقف کردیم و از چشمه های آبگرمش استفاده کردیم و روز بعد از آنجا با مینی بوس های توریستی راهی ماچوپیچو شدیم.

و اما بگویم در خصوص سایر مسیرهایی که میتوانید انتخاب کنید: ارزانترین مسیری که میتوانید انتخاب کنید، مسیر زمینی از کوزکو تا شهر هیدروالکتریکا است و از آنجا باید در حدود سه ساعت در مسیر ریلی پیاده روی کنید تا به آگواس کالینته برسید و از آگواس کالینته برای رسیدن به ماچوپیچو دو راه وجود دارد:

یک: حدود دو ساعت و نیم پیاده روی

دو: استفاده از مینی بوس های توریستی که در حدود نیم ساعت مسیر را طی میکنند

و اما در خصوص مسیرهای ترکینگ ماچوپیچو: چندین مسیر ترکینگ وجود دارد که دو تا از معروفترین هایش، ترکینگ اینکا تریل و ترکینگ سالکانتای است.

در مرکز شهر کوزکو همانند بسیاری از شهرهای توریستی، دفاتر فروش تورهای گردشگری وجود دارد. من و شاپور چند ساعتی در این دفاتر آژانس در حال تحقیق و‌ پرسش در خصوص این دو مسیر ترکینگ بودیم و در نهایت مسیر ترکینگ سالکانتای را انتخاب کردیم.
در زیر توضیح مختصری در خصوص تفاوت این دو‌ مسیر میدهم:

ترکینگ اینکا تریل: ۴۵ کیلومتر میباشد و‌ مدت زمان پیمایش ۴ روز و سه شب میباشد. در مسیر طبیعتگردی به بناهای تاریخی و باستانی تمدن اینکاها برخورد میکنیم و از آنها بازدید میشود.

ترکینگ سالکانتای: ۸۵ کیلومتر میباشد و مدت زمان پیمایش ۵ روز و ۴ شب میباشد. البته امکان انتخاب و تغییر در تعداد روزهای ترکینگ‌ وجود دارد.

طبیعتی که در مسیر دیده میشود، زیباتر از مسیر اینکاتریل میباشد و البته مسیر سخت تری است. بنابراین ما ترکینگ سالکانتای را انتخاب کرده و در آن ثبت نام کردیم.

باتوجه به اینکه قبل از شروع سفر آمریکای جنوبی و پرو قصد ترکینگ نداشتیم، تجهیزات لازم ترکینگ نیز جز لوازم سفرمان نبود. بنابراین نفری یک کیسه خواب اجاره کردیم و آن را جهت شستشو به خشکشویی دادیم و لوازم محدودی نظیر جوراب و دستکش را خریداری کردیم و برای شروع ترکینگ آماده شدیم. هرچند که من بخاطر همراه نداشتن تجهیزات طبیعتگردی نگران بودم و اینجا بود که متوجه شدم وابستگی بیش از حدی به تجهیزاتم پیدا کردم و تجربه این ترکینگ‌ میتواند کمکم کند تا از وابستگی ام رها شوم.
از آنجاییکه از قبل هیچ اطلاعاتی نسبت به مسیر نداشتیم و همچنین بعنوان اولین تجربه پیمایشمان در کوهستان آند محسوب میشد، برایمان سراسر هیجان بود؛ شخصا معتقد هستم ناشناختگی ها هیجان و جذابیت بسیاری در خود دارند.

کوهستان آند طولانی ترین رشته کوه دنیا است و طبیعت منحصر بفرد و بی نظیری دارد. حال تصور کنید ترکینگ در این طبیعت بینظیر به یکی از عجایب هفتگانه جدید دنیا که خود به تنهایی یک‌ اثر فوق العاده زیبا و‌ منحصر به فرد میباشد، ختم شود. قطعا تجربه فوق العاده ای در انتظار خواهد بود.

وسایل ترکینگ ماچوپیچو - نارون اکوتور
تصمیم به تجربه ترکینگ سالکانتای با تجهیزات محدود اما ضروری

 

مسیر ترکینگ اینکا(inca trail)

امپراطوری اینکاها از کیتو در اکوادور شروع و در سانتیاگو شیلی ختم می شده است که کوزکو در کشور پرو پایتخت اصلی آن محسوب می شده است. مسیر ترکینگ اینکا، مسیری افسانه ای است که به شهر گمشده ماچوپیچو ختم می شود و یکی از بهترین مسیرهای ترکینگ در جهان شناخته شده است. مکان های کمی مانند کلیمانجارو، دور مون بلان و ترکینگ آلپ و ترکینگ بیس کمپ اورست و ترکینگ دور آناپورنا به این میزان منحصر به فرد هستند.
طول کل مسیر اینکا تقریباً ۴۰ کیلومتر است و توسط یونسکو به عنوان میراث جهانی ثبت شده است. مسیر کلاسیک اینکاها به ماچوپیچو تنها بخش کوچکی از این شبکه مسیرهای وسیع در تاوانتینسویو است. طول کل ۴۲ کیلومتر است و در سال ۱۹۱۵ توسط کاوشگر آمریکایی هیرام بینگهام دوباره کشف شد. در سال ۱۹۸۳، ماچوپیچو به عنوان میراث جهانی یونسکو و یکی از عجایب هفتگانه جدید جهان در سال ۲۰۰۷ اعلام شد.

نقشه ترکینگ اینکا تریل - نارون اکوتور
نقشه ترکینگ اینکا تریل

 

ترکینگ سالکانتای (salkantay trek)

یک مسیر ترکینگ بسیار معروف در کشور پرو است که طبیعت زیباتری دارد و جایگزین خوبی برای Inca trail است.
این مسیر ترکیب منحصر به فرد از فرهنگ مردم آمریکای جنوبی و یخ های کوه های مرتفع و بالای ۶۰۰۰ متر و گرمای بخار آلود رشته کوه های آند است.
این مسیر به طول ۸۵ کیلومتر است که بعد از گذر از گذرگاه سالکانتای و عبور از یخچال ها، کوه ها و دره ها به ماچوپیچو ختم می شود. این ترکینگ که از Mollepata شروع می شود و در نهایت به شهر آگواس کالینته ختم می شود، از نظر مجله نشنال جئوگرافیک جز ۲۵ مسیر ترکینگ برتر دنیا شناخته شده است.
سالکانتای به معنی کوهستان وحشی است و مرتفع ترین قله آن ۶۲۷۱ است.

 

نکات برجسته در مسیر ترکینگ سالکانتای

هر روز در مسیر سالکانتای یک ماجراجویی جدید است و طبیعت شگفت انگیزی از کوه های آند را نشان می دهد:

  • ۱.دریاچه Humantay: دریاچه ای شگفت انگیز با آب فیروزه ای که توسط قله های چشمگیر Humantay و Salkantay احاطه شده است.
  • ۲.گردنه سالکانتای: با رسیدن به این نقطه در ارتفاع ۴۶۳۰ متری از سطح دریا، کوه مقدس یا سالکانتای و منظره ای خیره کننده با ارتفاع ۶۲۷۱ متری را خواهید دید.
  • ۳.چشمه های آب گرم کوکالمایو در روستای سانتاترازا: با خواص درمانی مهم و رسیدن به دمای 45 درجه سانتیگراد. این حمام های حرارتی طبیعی برای استراحت و بازیابی عضلات دردناک پس از یک روز طولانی پیاده روی ایده آل هستند.
  • ۴.ماچوپیچو: شهر ماچوپیچو پایانی عالی برای ماجراجویی و‌ ترکینگ شماست. در روز آخر فرصت اکتشاف شخصی سایت میراث جهانی را دارید.
نقشه مسیر ترکینگ سالکانتای - نارون اکوتور
نقشه مسیر ترکینگ سالکانتای

 

روز اول ترکینگ

طبق قرار قبلی که با آژانس داشتیم ساعت ۴ صبح‌ در هتل آماده بودیم و ماشین راس ساعت در مقابل هتل کوزکو منتظرمان بود.
حدود دو ساعتی را در جاده پر پیچ و‌ خم کوهستانی طی کردیم و‌ توقفی در یک‌ رستوران برای صرف صبحانه داشتیم و پس از آن مجدد ادامه مسیر جاده ای را طی کردیم. حدود ساعت ۱۱ به روستای Mollapeta رسیدیم و از آنجا ترکینگ شروع شد.

ابتدای مسیر از ارتفاع ۳۶۰۰ متری و از بین جنگل با نمایی از کوههای مرتفع رشته کوه آند شروع شد. البته قبل از شروع پیمایش معارفه ای داشتیم و‌ اعضای تیم که از کشورهای مختلف اروپایی و کانادا و‌ آمریکا بودند خودشان را معرفی کردند. من و شاپور هم‌ نماینده قاره آسیا بودیم و از نظر سنی از بقیه نفرات بزرگتر بودیم.

غالب نفرات تیم در محدوده سنی ۲۰ تا ۳۰ سال بودند و در این میان یکی از اعضای تیم که بیشتر از بقیه جلب توجه میکرد، شاعری از فرانسه بود که ساز یوکوله له ش را در کوله پشتی گذاشته بود. او هنگام معارفه گفت عادت به پوشیدن کفش ندارد و انگشتان پاهایش از اینرو بسیار قوی‌ میباشد. من و‌ شاپور اسمش را گذاشتیم شاعر پابرهنه. راهنمای گروه گفت: در این مسیر خوب نگاه کنید، مدیتیشن کنید و خوب عکس بگیرید و بعدها از تماشای عکسها لذت ببرید.

مسیر، سربالایی و سرپایینی های بسیار داشت و پس از طی کردن ۱۰ کیلومتر در هوای مطبوع به کمپ شب اول رسیدیم. کمپ شب اول در SORAYPAMPA با ارتفاع ۳۹۰۰ متر بود. اقامت در کلبه های چوبی دونفره مجهز به تخت خواب با سقفهای شیشه ای بود و منظره بسیار زیبای قله برفی سالکانتای با ارتفاع ۶۲۷۱ و قله و یخچالهای هومان تای با ارتفاع ۵۹۰۰ متر از سقف کلبه ها قابل تماشا بود.

کمپ در دشتی سرسبز بود و از داخل دشت رودخانه پرآبی عبور میکرد. دشتی سرسبز را تصور کنید که رودخانه ای پر آب از میانه اش عبور میکند و لاماها و اسبهای وحشی در دشت دیده میشوند و در پشت سر قله های مرتفع برفی و‌ یخچالهای عظیم سفید و آسمانی آبی و شفاف دیده میشود. این کنتراست سرسبزی دشت و سپیدی برف، یکی از زیباترین مناظر طبیعت را میسازد. حال به این طبیعت بکر و‌ بی نظیر صدای پرندگان را نیز اضافه کنید؛ حتی تصورش هم لذت بخش و زیباست.

در محوطه کمپ رستوران و سرویس بهداشتی نیز وجود دارد. بعد از صرف نهار، استراحتی کوتاه داشتیم که به عکاسی سپری شد و سپس در ساعت ۴ عصر به سمت دریاچه humantay رفتیم. حدود یک ساعت و‌ نیم راه از دشت زیبا و مسیر کوهستانی عبور کردیم و درن هایت با دیدن دریاچه فیروزه ای رنگی‌ که محصور در دل کوهستان بود شگفت زده شدیم.
سایه قله و‌ یخچال های سپید بر روی آبی فیروزه ای و شفاف دریاچه منظره زیبایی را میسازد و به هنگام غروب آفتاب رنگ‌ دریاچه کمی تغییر میکند و منظره زیباتر میشود. پس از غروب آفتاب به کلبه ها برگشتیم.

روبن و دنیل که راهنمایان گروه ۱۶ نفره ما بودند، بعد از صرف شام توضیحاتی در خصوص برنامه روز بعد دادند و متوجه شدیم که روز فشرده و سختی در انتظار خواهیم‌ داشت.
با وجودیکه متوجه شدیم روز بعد ۲۵ کیلومتر پیمایش سنگین خواهیم داشت اما از آسمان زیبا و‌ پرستاره آن شب نمیشد گذشت.
ساعتی در زیر آسمان به تماشای ستارگان نشستیم. قله های مرتفع و‌ پوشیده از برف نیز در سیاهی شب، زیبایی همراه با خوف عجیبی دارند. در محل کمپ برق نبود؛ سیاهی شب بود و‌ نور ستارگان و هلال باریک شب دوم ماه قمری رمضان و سپیدی قله های مرتفع…
قشنگتر اینکه این مناظر از سقف داخل کلبه ها نیز قابل تماشا بودند و‌ البته این مناظر خوابیدن را کمی سخت میکردند.
من و‌ شاپور هنگامی که داخل کیسه خوابها رفتیم و بوی پودر شوینده و تمیزی را استشمام کردیم به اتفاق گفتیم که تصمیم به شستشوی کیسه خوابها چه تصمیم درستی بود. دمای هوا در حدود مثبت ۱۲ درجه بود و برای شب کوهستان دمای مطبوعی محسوب میشد.

شروع مسیر ترکینگ سالکانتای - نارون اکوتور
شروع مسیر ترکینگ سالکانتای
شاعر پابرهنه - نارون اکوتور
شاعر پابرهنه
کمپ شب اول ترکینگ - نارون اکوتور
کمپ‌شب اول که از یک سمت سقف شیشه ای داشت

شاپور و سما در روز اول ترکینگ ماچوپیچو - نارون اکوتور

سقف شیشه ای کلبه ها - نارون اکوتور
داخل کلبه ها
رستوران کمپ شب اول ترکینگ ماچوپیچو - نارون اکوتور
رستوران کمپ
دریاچه humantay - نارون اکوتور
دریاچه humantay
در مسیر دریاچه humantay - نارون اکوتور
در مسیر دریاچه humantay
قله سالکانتای از سقف کلبه - نارون اکوتور
منظره قله ۶۲۷۱ متری salkantay از سقف کلبه ها
شب کمپ اول ترکینگ ماچوپیچو - نارون اکوتور
تماشای آسمان شب از داخل کلبه ها
رودخانه کنار کمپ در ترکینگ روز اول - نارون اکوتور
رودخانه ای که از کنار کمپ عبور میکرد

 

روز دوم ترکینگ Salkantay: روز سخت و طولانی

ساعت ۵ صبح با صدای دو نفر از آشپزها بیدار شدیم که درب کلبه را میزدند و در ادامه صبح بخیر میپرسیدند چای میخورید یا چای کوکا؟ چای کوکا دمنوشی است از برگ گیاه کوکا.

گیاه کوکا، از گیاهان معروف آمریکای جنوبی است که در کشورهای پرو‌ و بولیوی و اکوادور بسیار فراوان میباشد و از این گیاه طی پروسه ای مخدر کوکایین ساخته میشود. طبق گفته بومیان آمریکای جنوبی دمنوش این گیاه خواص درمانی بسیاری دارد و به خصوص در مناطق مرتفع خیلی مورد استفاده است؛ چرا که معتقدند این دمنوش برای برطرف کردن مشکلاتی نظیر سردرد و غلظت خون که در ارتفاع بالا بوجود میاید موثر میباشد. البته دمنوش و‌ برگ این گیاه از قبل به خودی خود ماده مخدر ندارد.

بعد از صرف چای کوکا، برای صرف صبحانه در رستوران جمع شدیم. شخصا آن موقع صبح اشتهایی برای خوردن صبحانه، آن هم از نوع تخم مرغ نداشتم و سعی کردم کمی نان و‌ مربا بخورم و آماده حرکت شوم.

راس ساعت ۶ صبح پیمایش روز دوم با یک شیب نسبتا تند و‌ رو به بالا شروع شد. از کنار رودخانه و دشت سرسبز و اسبها و‌ لاماها عبور کردیم و پس از حدود ۵ ساعت پیمایش در شیب تند سربالایی و‌ تماشای قلل مرتفع کوهستان آند به گردنه ۴۶۳۰ متری salkantay رسیدیم. هوا در این ارتفاع نسبتا سرد شده بود و باران کمی هم میبارید. من و‌ شاپور وقتی به گردنه رسیدیم بسیار گرسنه بودیم و همانجا به تخم مرغی فکر‌ میکردم که هنگام صبحانه از خوردن آن صرف نظر کرده بودم.

اعضای تیم خستگی ناپذیر بودند و بدون وقفه حرکت میکردند. ما هم پس از گرفتن عکس یادگاری همراه تیم حرکت کردیم و‌ خوشبختانه از اینجا به بعد شیب نفس گیر رو به بالا تمام شده و‌ سرپایینی شروع شد.

برای صرف نهار در کلبه ای در میان راه و‌ در محلی در ارتفاع ۳۸۵۰ متری توقف کردیم و همزمان با توقف ما ابر سیاه بالای سرمان تصمیم به باریدن گرفت و خوشحال بودیم که هنگام بارش شدید زیر سقف و‌ منتظر صرف نهار هستیم. انقدر گرسنه بودم که به طعم‌ غداهای سرو‌ شده فکر‌ نمیکردم. شاید در یک‌ روز عادی و‌ حتی در شرایطی که به یک‌ نان و‌ پنیر ساده دسترسی داشتم، هیچ‌ تمایلی به خوردن آن غذاها نداشتم.

خوشبختانه بعد از صرف نهار، از باران شدید، نم نم کمی باقی مانده بود ولی زمین گل و لغزنده شده بود. آنقدر گل زیاد بود که حتی شاعر پابرهنه نیز کمی بعد از طی مسیر، تصمیم به پوشیدن کفشهایش گرفت.

شیب مسیر بسیار تند بود؛ همانقدر که ابتدای مسیر تا قبل از گردنه شیب تند رو‌ به بالا بود، حالا باید شیب تند رو به پایین را طی میکردیم اما در میان این سختی ها، هوای پس از باران و زیبایی های مسیر از شدت خستگی می کاست. هرچه میرفتیم مسیر ادامه داشت و تا چشم کار میکرد جنگل بود و مسیر و هیچ خبری از کمپ نبود.

زمانی که کمپ از دور دیده شد، همه با فریاد خوشحالی به همدیگر اعلام کردیم که بالاخره کمپ دیده شد. اما از آنجا هنوز نیم ساعت باقی مانده بود. در حدود ساعت ۶ عصر و کمی قبل از غروب آفتاب به کمپ شب دوم رسیدیم.

کلبه ها از لحاظ ساختاری شبیه ایگلوهای شیشه ای بودند؛ با این تفاوت که فقط سقفشان شیشه ای بود. منظره ای که از سقف دیده میشد، جنگل بود و به زیبایی منظره شب قبل نبود اما زیبایی خود را داشت.

به قدری خسته بودیم که بعد از صرف شام غرق در خواب شدیم و قبل از خواب از شنیدن صحبتهای روبن و دنیل خوشحال بودیم؛ چرا که گفتند روز بعد پیمایش سبکتری خواهیم داشت.

شروع مسیر ترکینگ‌ سالکانتای روز دوم - نارون اکوتور
شروع مسیر ترکینگ‌ روز دوم
مسیر ترکینگ سالکانتای روز دوم - نارون اکوتور
مسیر ترکینگ روز دوم
اسبهای وحشی در طول مسیر روز دوم سالکانتای - نارون اکوتور
اسبهای وحشی در طول مسیر روز دوم
گردنه سالکانتای - نارون اکوتور
گردنه سالکانتای با ارتفاع ۴۶۰۰ متر
در پشت سر قله humantay - نارون اکوتور
در پشت سر قله humantay
خوشحالی سما از پایان سربالایی - نارون اکوتور
خوشحال از پایان سربالایی
زیبایی های مسیر ترکینگ پس از باران - نارون اکوتور
زیبایی های مسیر پس از باران
کمپ شب دوم ترکینگ سالکانتای - نارون اکوتور
کمپ شب دوم
اتاق کمپ‌ شب دوم ترکینگ سالکانتای - نارون اکوتور
داخل اتاقهای کمپ‌ شب دوم

 

روز سوم ترکینگ Salkantay، بعد از هر سختی راحتی در پیش است😉

همانند روز قبل ساعت ۵ صبح با صدای صبح بخیر و پیشنهاد چای کوکا بیدار شدیم. البته من‌ و‌ شاپور بخاطر اینکه شب قبل خیلی زود به خواب رفته بودیم، از یک ساعت قبل بیدار بودیم و صدای در سببی شد تا از کیسه خواب بیرون بیاییم. یکی از سختترین کارها در ترکینگ همین است که صبح زود از گرمای داخل کیسه خواب دل بکنیم و به خنکای صبح تن بدهیم.

از تجربه روز قبل استفاده کردم و صبحانه ام‌ را کامل نوش جان کردم. غیر از گروه ما، گروههای دیگری هم بودند و‌ هر گروه یک اسم داشت. روبن اسم گروه ما را گذاشته بود baby group.

هر روز صبح گروه را دور هم جمع میکرد و دستها را روی هم میگذاشتیم و بعد از جذب انرژی دسته جمعی، پیمایش را شروع می کردیم.

ساعت ۶ صبح پیمایش ما شروع شد. با توجه به پیمایش ۲۵ کیلومتری روز قبل، پیمایش ۱۵ کیلومتری امروز برایمان سخت نبود؛ مخصوصا که بخش عمده مسیر سرپایینی بود. هوا بسیار مطبوع بود. ما از میانه انبوه جنگلها عبور میکردیم و در سمت راستمان رودخانه خروشان در طول مسیر همراهی مان می کرد. در بالای رودخانه کوههای جنگلی جلوه گری میکردند و از لا به لای آنها آبشارها سرازیر بودند. روبن میگفت اکثر این آبشارها در فصل بارانی وجود دارند و این هم بخت و اقبال ما بود که این ترکینگ‌ را در پایان فصل بارانی تجربه میکردیم. درست است که گهگاهی بارش باران داشتیم، اما باران مسیر را زیباتر میکرد و سرسبزی را بیشتر.

چندین مرتبه از آب و آبشار عبور کردیم و در جاهایی برای عبور از آبشارها نیاز به کمک بود. قسمتهایی از مسیر به دلیل بارش باران، ریزش سنگ از بالا داشت که با حمایت روبن و‌ در گروههای دو نفره به سلامت عبور کردیم؛ این صحنه برایمان در عین حال که ترس داشت، جذاب بود.

در بخشی از مسیر، درختهایی با گلهای بزرگ شبیه گل شیپوری وجود داشت و بسیار زیبا بود؛ تا زمانی که روبن در خصوص خطرات گل توضیح داد. آنطور که میگفت در آمریکای جنوبی از این گل به عنوان نوعی مخدر استفاده میکنند و اگر جایی چای آن را به شما بدهند و یا پودر آن را روی صورتتان فوت کنند، حالتی از سرخوشی و‌ مستی به شما دست میدهد و امکان ربودن پول و گوشی تان فراهم میشود. در این حالت حتی ممکن است خودتان گوشی یا پولتان را تقدیم کنید. برای من خیلی عجیب بود و صبر کردم و توضیحات راهنمایان سایر گروهها را نیز شنیدم و درن هایت به باور رسیدم. عجیب قاره ای است، این قاره آمریکای جنوبی.

در بهت و شگفتی بودم که به درختان پشن فروت و آووکادو رسیدیم و چندساعتی از میان این درختان استوایی عبور کردیم و خودمان را به خوردن میوه های تازه مهمان کردیم. همچنان که سرگرم خوردن میوه های استوایی بودیم به کمپ شب سوم رسیدیم. اتاقها همانند شب قبل بود با این تفاوت که به علت ارتفاع پایین محل کمپ، بسیار گرم بود. پس از تحویل اتاقها، از آفتاب دلچسب روز استفاده کردیم و لباسهایی که در زیر باران خیس شده بودند را پهن کردیم تا خشک شوند.

در محل کمپ امکان خریداری وایفای بود و بعد از سه روز دسترسی به اینترنت ممکن شد. نهار را در آرامش صرف کردیم و بعد از استراحتی کوتاه، برای رفتن به چشمه های آبگرم طبیعی آماده شدیم. بقچه های حمام را زیر بغل زدیم و با ماشین راهی روستای سانتاترازا شدیم.

ماشین از میان مزارع قهوه و موز عبور میکرد و من از تماشای درختان لذت میبردم. گلهایی را که در اندازه های کوچک در گلخانه هایمان پرورش میدهیم را بصورت درختان وسیع میدیدم و در شگفت بودم.

چشمه های آبگرم طبیعی سانتاترازا، با آبی ولرم رو به روی کوهستان مخملی سالکانتای بود و همه بچه ها به اتفاق هم نظر بودیم که زیباترین استخری است که تا کنون دیده ایم. لذت دو ساعت حضور در آبگرم، آن هم بعد از سه روز ترکینگ سنگین که دسترسی به آب برای شستشو نداشتیم، قابل وصف نیست. در گوشه ای هم آبشاری طبیعی بود و نقش دوش و حوضچه آب سرد را داشت.

قبل از غروب خورشید آبگرم را ترک کردیم و در تاریکی هوا به کمپ رسیدیم. بعد از صرف شام و صحبت های روبن متوجه شدیم که سخت ترین بخش پیمایش فردا خواهد بود. خوشبختانه داخل اتاقها وایفای آنتن دهی نداشت و به محض رفتن داخل کیسه خواب، به خواب رفتیم. خوابِ پس از آبگرم، خوابی است شیرین و آرام.

عبور از آبشارها در روز سوم ترکینگ سالکانتای - نارون اکوتور
عبور از آبشارها
عبور از دره ها در روز سوم ترکینگ سالکانتای - نارون اکوتور
عبور از دره ها
آبشاری دیگر در مسیر روز سوم ترکینگ سالکانتای - نارون اکوتور
هر چند قدمی که عبور میکردیم چشم‌انداز به یک آبشار داشتیم
پیمایش روز سوم با چشم اندازهای بینظیر - نارون اکوتور
پیمایش روز سوم با چشم اندازهای بینظیر
نزدیکی روستا در روز سوم ترکینگ سالکانتای - نارون اکوتور
یواش یواش به‌روستا و امکانات نزدیک‌ میشویم
عبور از مزارع پشن فروت - نارون اکوتور
عبور از مزارع پشن فروت
خرید و حمایت از جامعه محلی توسط نارون اکوتور
باوجودی که دسترسی به میوه در مسیر زیاد بود اما برای رعایت قوانین اکوتوریسم، با خرید از جامعه محلی حمایت کردیم
کمپ شب سوم و خشکشویی طبیعی - نارون اکوتور
کمپ شب سوم و خشکشویی طبیعی
گوشه و‌ کنار کمپ روز سوم ترکینگ سالکانتای - نارون اکوتور
گوشه و‌ کنار کمپ
یکی از چشمه های آبگرم سانتاترازا - نارون اکوتور
یکی از چشمه های آبگرم سانتاترازا

 

روز چهارم ترکینگ Salkantay، سختترین روز: حالا دیگر ما یک‌ خانواده جهانی شده ایم

امروز با ۲۶ کیلومتر پیمایش سنگین، بعنوان سختترین روز ترکینگ محسوب میشود. بخشهایی از مسیر سربالایی و بخشهایی سرپایینی است و در انتها مسیری بدون شیب را طی خواهیم کرد. همانند روزهای قبل ساعت ۶ بعد از خوردن صبحانه آماده پیمایش شدیم اما قبل از پیمایش برای آشپزها و‌ نیروهای خدماتی انعام جمع کردیم.

در اکثر کشورها رسم است که برای تیم خدماتی و راهنمایان طبیعت انعام جمع آوری میشود. در بعضی کشورها میزان انعام دلخواه است و در بعضی کشورها مثل تانزانیا در آفریقا برای خدمات صعود به قله کلیمانجارو‌ و یا خدمات سافاری حیات وحش، حتی میزان انعام معین میشود و البته مبلغ بالایی است. در کشور پرو انعام کاملا اختیاری است و هر کس هرچقدر دوست دارد برای تشکر هدیه میکند.

بعد از جمع آوری انعام و‌ تشکر، پیمایش روز چهارم شروع شد. تمام درختانی که روز قبل در مسیر آبگرم میدیدم را از نزدیک تماشا کردم. از میان مزارع قهوه و موز عبور کردیم و به جرات میگویم یکی از زیباترین مناظر طبیعت را دیدم. رودخانه پرخروش، همچنان در سمت راست ما جاری بود و صدایش زیبایی طبیعت را دوچندان ساخته بود. هر چند ساعت یکبار در یک‌ لوژ روستایی توقفی داشتیم و از نوشیدنی از قهوه ی کشت شده و بعمل آمده در مزارعشان را میخوردیم و خستگی رفع میکردیم.

با توجه به اینکه ارتفاع کم‌کرده بودیم و به سکونتگاههای روستایی در مسیر نزدیک بودیم، گهگاهی با کودکان روستایی همکلام میشدیم و از شور کودکانه شان انرژی میگرفتیم. بخش زیادی از مسیر، جزیی از مسیر کلاسیک اینکا تریل بود.

تعداد آبشارهای مسیر بیشتر شدند و جنگل انبوه تر. گلدانهای کوچکی که ما در گلخانه هایمان نگهداری میکنیم، در این مسیر درختهای بزرگی بودند و تماشای عظمتشان برایم شگفت انگیز بود. در مسیر پشه و‌ حشرات زیادی بودند و‌ در هرتوقف اسپری دفع حشرات را روی تمام بدنمان خالی میکردیم اما باز هم حشرات موزی دست بردار از مکیدن خون ما نبودند.

هنگام ظهر و قبل از نهار به دشت وسیعی رسیدیم که اسبهای وحشی و لاماها در آنجا بودند و باقی مانده یک ساختمان باستانی از اینکاها در آنجا دیده میشد. در ضمن از آنجا امکان رویت ماچوپیچو بود.
روبن سبک معماری اینکاها را توضیح داد و گفت که معماری آنها سنگی بوده و از تکه های سنگ بزرگ و‌ چندضلعی استفاده میکردند و بین سنگها از ملات استفاده نمیکردند و همچنین شیوه ساخت در و‌ پنجره ساختمان ها را شرح داد و مقاومت در برابر زلزله را دلیل عریضتر بودن پایین پنجره ها نسبت به بالای آنها میدانست؛ چرا که کشور پرو بر روی گسلهای زلزله خیز قرار گرفته است.

منطقه بسیار زیبایی بود و از آنجا مسیر را ادامه دادیم و با اینکه شیب رو به بالا تمام شده بود ولی همگی خسته بودیم و باید مسیر را تا روستای هیدروالکتریکا ادامه میدادیم و زمانی که ریل قطار را دیدیم متوجه شدیم به هیدروالکتریکا و زمان نهار رسیده ایم. نهار را دیرتر از معمول صرف کرده و کمی بعد از نهار خستگی رفع کردیم.

از اینجا تا مقصد شب چهارم، باید به موازات ریلهای قطار طی شود و البته موارد ایمنی که بر روی تابلو نوشته شده رعایت شود. بعنوان مثال از روی ریلها عبور نشود و از داخل تونل ها عبور نشود و … . مسیر بدون شیب است و یکی از زیباترین مسیرهای ریلی دنیا است؛ در یک طرف جنگل و در یک طرف رودخانه و‌ در وسط ریل قطار و پیچ و‌ خمهایش مسیر را رویایی ساخته است.

همینطور که در مسیر به دنبال جایی برای سرویس بهداشتی بودم، در جنگلهای کنار ریل قطار یک مرغ به همراه جوجه هایش را دیدم و در پشت آنها بزرگترین جونده دنیا از جلوی چشمانم رد شد و لحظه ای ایستاد و چشم در چشم نگاهش کردم و تا به خودم جنبیدم از او عکسی ثبت کنم، به سرعت در جنگلها محو شد. نامش کاپی بارا است و قبلا خوانده بودم که در آمریکای جنوبی زندگی میکند.

زمانی که به روستای آگواس کالینته، مقصد شب چهارم رسیدیم، کمی از غروب خورشید گذشته بود و هوا تاریک بود. به تابلوی روستا رسیدیم و عکس یادگاری ای که هفته گذشته با تابلو گرفته بودم، از جلوی دیدگانم گذشت و احساساتی شدم و بغض خوشحالی گلویم را فشرد؛ چرا که هفته گذشته زمانی که با قطار به این نقطه رسیدم، در دلم آرزو‌ کرده بودم روزی این مسیر را پیاده طی کنم و فکر‌ نمیکردم آن روز به این زودی فرا برسد.

اقامت شب چهارم هاستلی تمیز در روستا بود. بعد از تحویل اتاقها و گرفتن دوش، برای شام آخر، دسته جمعی در رستوران جمع شدیم. حالا دیگر همه ما یک‌ خانواده شدیم. خانواده ای جهانی که هر عضوش از یک گوشه دنیا است. در ابتدا بدون اینکه یکدیگر را بشناسیم، تنها با یک هدف مشترک در کنار هم جمع شدیم و اکنون بدون در نظر گرفتن مرزهایی که سیاستها تعیین کرده اند، یک خانواده هستیم. این قدرت طبیعت است که از سیاست قوی تر است.

عبور از مزارع قهوه و‌ موز در روز چهارم ترکینگ سالکانتای - نارون اکوتور
عبور از مزارع قهوه و‌ موز
شیب تند روز چهارم ترکینگ سالکانتای - نارون اکوتور
شروع پیمایش روز چهارم با شیبی تند و‌ رو‌ به بالا که سه ساعتی ادامه داشت
خرید قهوه از مزرعه داران در مسیر ترکینگ سالکانتای - نارون اکوتور
خرید قهوه از مزرعه داران
چشم‌اندازی بی نهایت زیبا در روز چهارم ترکینگ سالکانتای - نارون اکوتور
چشم‌اندازی بی نهایت زیبا
همنشینی با کودکان روستایی در مسیر ترکینگ سالکانتای - نارون اکوتور
همنشینی با کودکان روستایی

شاپور اطلابی در روز چهارم ترکینگ سالکانتای - نارون اکوتور

منظره زیبای روز چهارم ترکینگ سالکانتای - نارون اکوتور

گروه ترکینگ سالکانتای - نارون اکوتور
حالا دیگر ما یک‌ خانواده جهانی و‌ بدون مرز هستیم
دشتی با چشم انداز ماچوپیچو - نارون اکوتور
دشتی در مسیر که چشم اندازی به ماچو‌پیچو ‌داشت
بنای بازمانده از اینکاها در مسیر ترکینگ - نارون اکوتور
بنای بازمانده از اینکاها و روش ساخت درب و‌ پنجره ها برای محافظت در برابر زلزله
رودخانه در مسیر ترکینگ سالکانتای - نارون
همراهی رودخانه در کل مسیر
روستای هیدروالکتریکا - نارون اکوتور
روستای هیدروالکتریکا
ریل قطار در مسیر ترکینگ سالکانتای - نارون اکوتور
بالاخره رسیدیم به ریل قطار
شاپور اطلابی در کنار تابلوی راه ماچوپیچو - نارون اکوتور
تا مقصدمون هنوز فاصله است
روستای ماچوپیچو پوبلئو یا آگواس کالینته - نارون اکوتور
روستای ماچوپیچو پوبلئو یا آگواس کالینته

 

روز پنجم ترکینگ Salkantay: روز هدف و پایان پیمایش

روز پنجم روز هدف و پایان پیمایش بود. یعنی بازدید از شهر گمشده اینکاها، یکی از عجایب هفتگانه عصر جدید، ماچوپیچو.

از روستای اگواس کالینته برای رسیدن به دروازه ورودی ماچوپیچو دو راه وجود داشت. انتخاب اول: از آگواس کالینته تا ماچوپیچو مسیری حدود ۹ کیلومتر و‌ به مدت حدود 2/5 ساعت را پیاده طی کنند. انتخاب دوم: طی کردن مسیر با مینی بوسهای توریستی بود.

ما به دو دلیل راه دوم یعنی استفاده از مینی بوس را انتخاب کردیم. دلیل اول اینکه بخش عمده مسیر جاده و بخش زیادی پله بود. دلیل دوم اینکه دوست داشتیم فرصت بیشتری برای بودن در محوطه ماچوپیچو داشته باشیم.

ساعت ۶:۴۵ کل گروه جلوی درب ورودی بودیم و بعد از تحویل وسایل اضافی به بخش امانات وارد ماچوپیچو شدیم. لازم است بدانید که ورود کوله بزرگ و وسایل فلزی نظیر باتوم و مونوپاد داخل مجموعه ممنوع است و همچنین داخل مجموعه فروشگاه و سرویس بهداشتی وجود ندارد.
حدود ساعت ۷ وارد مجموعه شدیم و هوا با ما یار بود و کاملا صاف و آفتابی بود و لذت تماشای ماچوپیچو در بهترین هوای ممکن بهترین هدیه پس از ترکینگ بود و باعث شد خستگی از تنمان خارج شود.

قرار تیم بر این بود ساعت ۲ در روستای هیدروالکتریکا باشیم که با ون به سمت کوزکو حرکت کنیم. با توجه به اینکه از آگواس کالینته تا هیدروالکتریکا حدود 2/5 ساعت پیاده روی دارد، بنابراین لازم بود حداکثر ساعت ۱۱ از مجموعه خارج شویم. ما راس ساعت ۱۰:۳۰ با مینی بوس از ماچوپیچوی دوست داشتنی خارج شدیم و بعد از صرف یک پیتزای خوشمزه به کلیسای شهر رفتیم و مهر ماچوپیچو را در پاسپورت زدیم و در موازات ریل قطار به سمت هیدروالکتریکا حرکت کردیم. هر قطاری که میگذشت دستی تکان میدادم و در دل آرزویی که زندگی کردم را مرور میکردم: پیاده روی در آند…

ساعت ۱:۳۰ به هیدروالکتریکا رسیدیم و ساعت ۱۵ با ون در جاده خاکی و باریکی ای که در ارتفاع و در امتداد رودخانه حرکت می کرد از منطقه سالکانتای خارج شدیم ساعت ۲۲ شب به کوزکو رسیدیم و ترکینگ فراموش نشدنی سالکانتای در خاطراتمان ثبت شد.

چشم انداز ماچوپیچو در روز آخر ترکینگ - نارون اکوتور
روز آخر ترکینگ سالکانتای
رسیدن به هدف ترکینگ، ماچو‌پیچو - نارون اکوتور
رسیدن به هدف، ماچو‌پیچو
معماری سنگی اینکاها - نارون اکوتور
معماری سنگی اینکاها
سما بنی اسدی در کنار یک لاما - نارون اکوتور
لاماهایی که در ارتفاعات ماچوپیچو زندگی‌ میکنند
شاپور اطلابی و سما بنی اسدی پس از ترکینگ ماچوپیچو - نارون اکوتور
خوشحالی بعد از رسیدن به هدف
راه برگشت به روستای هیدروالکتریکا - نارون اکوتور
و دوباره حرکت به موازات ریل قطار و برگشت به هیدروالکتریکا

 

نکات مفید در خصوص ترکینگ سالکانتای:

میزان مسافت ترکینگ در مجموع رفت و‌ برگشت تا هیدروالکتریکا ۹۶ کیلومتر

حداقل زمان مورد نیاز برای پیمایش ۵ روز

دسترسی به آب نوشیدنی در طول مسیر فقط از طریق فروشگاههای محلی امکان پذیر است.

دسترسی به اینترنت در طول مسیر بعد از کمپ شب سوم با خرید وایفای و فقط در برخی نقاط امکان پذیر است.

ارتفاع نقطه شروع ترکینگ: ۳۸۰۰ متر

بیشترین ارتفاع در طول مسیر: ۴۶۵۰ متر

ارتفاع ماچوپیچو: ۲۴۳۰ متر

تجهیزات و وسایل ضروری: کیسه خواب، کوله پشتی و‌ کاور بارانی کوله، کفش مناسب ترکینگ، پانچو و بارانی، پاسپورت

تجهیزات مورد نیاز: لباس بیس، پلار و پوشاک‌ گرم، حداقل سه جفت جوراب، گتر، دستمال سر، کلاه، عینک آفتابی، دستکش، باتوم، اسپری دافع حشرات، مایو

دسترسی به ماشین در طول مسیر: بعد از روز سوم فقط در بخشهایی از مسیر دسترسی به ماشین است

سفر بدون راهنما: امکان پذیر نمیباشد.

4.5/5 - (45 امتیاز)
اشتراک گذاری:

39 دیدگاه دربارهٔ «سفرنامه ترکینگ ماچوپیچو | ترکینگ سالکانتای در کوهستان آند»

  1. خیلی جذاب بود..ممنون از اشتراک گذاری…امیدوارم سفر بعدی گروهیتون به پرو، همراهتون باشم و بعدش مشابه شما این مسیر ترکینگ رو تجربه کنم…

  2. نیمی از لذت بودن در این مسیر بهشتی رو همراه با سفرنامه جذابتون تجربه کردم؛ نیم دیگر عطر و‌بوی نم بارون و گل و لای صدای شاخ و برگ‌گیاهان هست که باید از نزدیک تجربه کرد.
    ممنون از‌کار قشنگتون

    1. نارون اکوتور

      لطف دارید. ممنون. خوشحالیم که این حس رو تونستیم بهتون منتقل کنیم. امیدوارم در ترکینگ بعدی همراه نارون باشید

  3. میدونی طبیعتش اون جاییه که خیلی وقتا تو فکر و خیالمه اون جاییه که دوست داری باشیو حسش میکنیه😍👌
    خیلی کیف کردم استوریارو دیدم مرسی که شِیر کردینش🙏🏻🙌🏻

  4. با توجه به اشاره به حزئیات و عکسایی که اشتراک گذاشتین انگار کل مسیر رو همراهتون بودیم🙂به من که خوش گذشت

  5. خیلی ساده و خوب و صمیمی همه چی رو توصیف میکنید… درحدی که آدم فکر میکنه خودش اونجاست و باهاتون همراهه…. شناخت فوق العاده ای به من دادید در مورد قاره ای که خیلی کم در موردش میدونیم
    به تو و همسر اغلب در حاشیه ت تبریک و خسته نباشید میگم میگم سما جان.🌹🌹

    1. نارون اکوتور

      درود بر شما، ممنون از همراهی و پیام گرمتون. خوشحالم که کمک کوچکی‌در شناساندن کشورهایی که سفر کردم داشتم.
      البته اقای اطلابی (شاپور) در امور اجرایی سفرها همیشه در وسط میدان است😊

  6. سهیلا حاجیان

    درود فراوان به هر دوی شما عزیزان
    با خواندن این یادداشت های روزانه که بسیار روان و کامل نوشته شده انگاری در خوشحالی و شور و ذوقتان شریک بودم.
    مرسی که با این همه فشردگی زمانی و به هر حال سختی برنامه، به یاد ما هم بودید.
    همیشه سلامت و شاد و با انرژی باشید . انشالا

    1. نارون اکوتور

      درود بر شما خانم حاجیان عزیز
      ممنونم ، همراهی شما چه بصورت مجازی و‌چه حضوری برای ما انرژی به همراه دارد.
      سلامت و شاد باشید🌸

  7. عالی بود سماجان موفق و پیروز باشید . ایشالله ما هم در کنار شما و شاپور جان مسیر رو با هم میریم ، لذت مسیر های اینطوری در کنار دوستان جان دوبرار میشه . طبیعت نگهدارتون باشه 🌷☘️🙏

  8. چه قدر قشنگ توصیف کردین واقعا لذت بردیم ، کاش اون کاپی بارا وای میستاد به عکسی هم از اون میدیدم🙂

  9. محمد سعید خوروش

    بسیار عالی توصیف کردید / ادم دلش نمیخواد تموم بشه / با اینکه نصف دنیا را خودم سفر کردم ولی بازم عاشق سفر و حوندن سفرنامه هایم قدر همدیگر را بدونید یار موافق کمه

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای اطلاع از آفرهای نارون، شماره تماس خود را ثبت کنید